247
لاٰ يَرْجِعُونَ (بقره: ) گرديدهاند؟!
دوم: حديث آياتى شنيده نشده 1
؛ سند حديث، بدان جهت كه سهلبنزياد ابوسعيد الآدمىالرّازى مورد تأييد رجال شناسان نيست، خالى از مشكل نيست؛ نجاشى او را ضعيف و غير معتمد دانسته و بر غلو و كذب وى شهادت احمدبن محمدبن عيسى و بيرون كردن او را از قم، دلايل ضعف سهل، مىشمارد 2. شيخ طوسى در فهرست و استبصار 3 سهل را تضعيف مىكند ولى در رجالش 4 او را موثق مىشمارد. آيت الله خويى پس از نقل اقوال، تصريح مىكند كه در ضعيف بودن سهل، جز شهادت شيخ در رجالش بر وثاقت وى، آن هم بهخاطر حضور وى در اسناد كاملالزّيارات، دليلى باقى نمىماند، ولى توثيق شيخ را بهگمان قوى، سهو در قلم شيخ و يا اضافه كردن «توثيق» از سوى نسّاخ مىداند، و آنگاه اينگونه نتيجه مىگيرد: « وكيف كان فسهلبنزياد الآدمي ضعيف جزماً أو أنّه لم يثبت وثاقته » 5، كه درمجموع سند روايت ضعيف خواهد شد 6.
درباره سهل بن زياد مىشود اين احتمال را داد كه: اولاً: كلام شيخ طوسى هر چند در مورد او متعارض است ولى رجالش چون بعد از فهرست نوشته شده احتمال دارد نظرش از آنچه در فهرست آمده تغيير كرده باشد 7، ثانياً: ممكن است در رجال نجاشى «سهل» با «سهيل» كه توثيقى ندارد، اشتباه شده باشد؛ و قرائن زير مىتواند اين گزينه را