244همين معنا در منابع اهلسنت در توجيه آيات رجم كه عمر بهآن اعتقاد داشت و آيات رضاع كه عايشه آن را نقل كرده، ولى در قرآن نيست، وجود دارد، ابنقتيبه آنها را از امور دين مىداند نَه قرآن، و مثالهايى كه قرآن نيست ولى وحى هست، حرمت نكاح عمّه و خاله و قطع دست دزد بهخاطرسرقت رُبع دينار و... را مىآورد 1. محقق ديگر اهلسنت، آيات رجم و رضاع را، حكم شرعى مىداند كه بر پيامبر وحى شد، نه قرآن 2، ابنحزم هم همين حرف را مىزند 3.
بنابراين، امام(ع) طبق روايت كلينى آنچه بر پيامبر(ص) بهعنوان وحى نازل شده اعم از قرآن و غير قرآن (امور دينى يا احكام شرعى و...) بههفدههزار مورد خواهد رسيد و اين نهتنها تحريف نيست كه دانشى است فوق دانش انسانهاى عادى.
3. سه قسم بودن وحي: از نگاه دانشمندان اهلسنت «وحى» بهسه قسم قابل تقسيم است:
قرآن
؛ وحى با لفظ و معناى آن همراه با اعجاز و تعبد بهتلاوت آن؛
احاديث قدسى ؛ وحى شدن لفظ و معنا و بدون تعبّد بهتلاوت آن؛
احاديث نبوى؛ وحى شدن معنا بدون لفظآن؛ زيرا قرآن فرمود: وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ (نجم: 3-) 4؛ براساس اين ديدگاه آنچه برپيامبر(ص) وحى شده بهبيش از 17هزار مورد خواهد رسيد و مقصود امام(ع) مجموعهاى از قرآن و احاديث قدسى و روايات صحيحه نبوى خواهد بود.
4. تكرار نزول آيات: سيوطى با تصريح بهاينكه گروهى از قدما و متأخران، بهصراحت گفتهاند كه قرآن مكرّر نازل شده است، و هدف از تكرار نزول را يادآورى، موعظه، تعظيم و حراست از فراموششدن آن، ذكر مىكنند، و برخى از سُور را نام