241نويسنده كه از بند اخير سخن امام، كه مطلب را بر«فرض» استوار ساخته، بهدور از تعهد امانتدارى و روح تحقيق كاملاً تحريف شده و وارونه استفاده نموده است؛ كجاى كلام اين فقيه دلسوز اسلام و قرآن، تصريح بهتحريف است كه سبب تكفير و نقض اسلام مىشود؟! سوگمندانه عده زيادى همانند اين نويسنده كه عليه شيعه قلم زدهاند، عمق معارف پيروان اهلبيت(عليهم السلام) و سخنان عالمان شيعه را نفهميدهاند يا استفاده سوء نمودهاند!
سوم - پاسخ روايات تحريف
مجموعه رواياتى كه گروهى از نويسندگان وهابى مدعى شدهاند 1 صريح در تحريف قرآن است، در اين قسمت مورد بررسى و نقد قرار مىگيرد:
يكم: حديث هفده هزار آيه 2؛ هر چند، كه حديث از نظر سند صحيح يا موثّق 3، و از نگاهِ محتوا در ظاهر غير معقول است؛ و اين بهانه را بهدست نويسندگان نامبرده داده است كه بگويند: برپايه حديث صحيح كافى قرآن،17هزار آيه است و در نتيجه دو سوم آيات قرآن فعلى حذف شده است در حالىكه قرآن بيش از ششهزار و چندصد آيه نيست 4، ولى همين حديث، نمىتواند دليل بر تحريف قرآن باشد:
1. عدم اثبات جمله « عشرألف »؛ اين نقد در صورتى وارد است كه جمله « سَبعَة ألف عشر » بهنقل كلينى ثابت باشد در حالىكه كلمه « عش-ر » در روايت، سهواً از سوى نسّاخ يا روات اضافه گرديده است و متن حديث بنا برشواهد زير« سَبعَة الف آيه » است؛ زيرا، اوّلاً : در برخى از نسخههاى كافى جمله « سبعة الفآيه » بدون كلمه«عشر» آمده است؛