173آنچه اشاره شد ديدگاههاى جمعى از نخبگان تأثيرگذار شيعه بود 1، كه بهمنظور نكات زير، عرضه شد:
1. قايل به عدم تحريف جز چهار نفر!؛ گروهى از نويسندگان وهابى، تنها بهاتّهام نمودن شيعه بهتحريف اكتفا نكردهاند، بلكه افتراى ديگرى را نيز بهشيعه نسبت دادهاند؛ مؤلف كتاب « الشّيعة والقرآن » بعد از نام بردن 4 نفر از شخصيتهاى شيعه 2 كه يكى از آنها را سيدمرتضى (م406ق) مؤلف نهجالبلاغه نام مىبرد! 3 مىگويد: «با تتبّعى كه در كتابهاى حديثى، تفسيرى و اعتقادى اماميه انجام دادم، از نيمه قرن چهارم تا قرن ششم جز اين چهار نفر، كه پنجمى هم ندارد، كسى قايل بهعدم تحريف قرآن نيست» 4.
نويسندهاى ديگر ضمن تكرارخطاهاى وى درمورد شريفالمرتضى، با تقليد از او و بدون كاوِش نسبت بهديدگاهِ شيعه مىگويد: « بعد أن عَرَفنا أنَّه لا يُوجَد مِن علماء الشّيعة القدامي عَلَى كَثرَتهم مَن لم يقُل بالتّحريف غيرهؤلاء الاربعة ...» 5.
قفارى، همان سخن را تكرار مىكند 6. همين نويسنده از ميان فقها و علماى متأخر و معاصر مكتب اهل بيت، تنها بهمحمد حسين آل كاشف الغطاء(م1373ق)، در كتاب