150است و بههمين جهت در فهم عبارات ائمه(عليهم السلام) و ترجمه آنها بهفارسى و...، دچار خطا و اشتباه گرديده است 1، و شايد علت اينكه نَه تنها آراى او مورد نقد علما قرار گرفت بلكه كتابهايى بر ردّ افكار وى بهرشته تحرير درآمد 2، همين نكته باشد.
خامساً : اين شخص در « الصّافي في شرح اصول الكافي » كه بهدستور شاهعبّاس دوم صفوى، صورت گرفت بىنهايت از شاه، تمجيد و دوحديث از رسولالله(ص) در توصيف اين سلسله مىآورد 3، و از شاه عبّاس دوم به «أعلىحضرت پادشاه زمان، نورحدقۀ شيعيان، نور حديقۀ اهل ايمان، غلام با اخلاص صاحبالزّمان، برگزيدۀ خاندان مصطفى، شهسوار اولاد مرتضى» ياد وثواب كتابش را بهروزگار فرخنده اعلىحضرت پادشاه دين پناه، هديه مىنمايد 4.
با توجّه بهاين نكات، مىتوان اين نتيجه را گرفت كه هرچند نسبت ياد شده بهاو درست باشد، ولى افكار و آراى وى داراى پايههاى استوارى نبوده است.
دو - شواهدى بر صحت استناد روضه به كلينى
با قطعنظر از آنچه اشاره شد، شواهد زيادى وجود دارد بر اينكه كتاب روضه از آنِ كلينى و جزء كافى است:
-شهادت نجاشى و طوسى: نجاشى(م450ق) و شيخ طوسى(م460ق)، وقتى كافى را از