144بنابراين اگر ادعاى ناصرالقفارى...، در مورد كافى نسبت بهكتابهاى آن، درست باشد (كه نيست) بايد از قرن نهم بهبعد، 48 كتاب بر صحيح بخارى اضافه شده باشد! درحالىكه فرهيختگان مكتب اهلبيت(عليهم السلام) چنين تغييراتى را اعمال سليقه شخصى مىدانند نهجعلسازى، در نتيجه ادعاى اينچنين نسبت بهمنابع شيعه بهويژه كافى بىاساس خواهد بود و در غير اين صورت صحيحترين كتاب پس از قرآن! هم زير سؤال خواهد رفت.
3. ترديد در روضۀ كافى
از ديگر نقدهايى كه بر كافى گرفته شده، اين است كه كتاب«روضه» نَهجزء مجموعه كافى است و نَه از تأليفات كلينى، بلكه فقهاى شيعه آن را بهدروغ بهكلينى نسبت دادهاند. اين اشكال را نخست ابوزهره طرح و از دو جهت كتاب «روضه» را جزء كافى و از تأليفات كلينى نمىشمارد:
اوّل از جهت تفاوت درسند ميان كافى و روضه با استناد بهاوّلين روايت كتاب روضه كه كلينى از راوى بهنام«محمدبن اسماعيلبن بزيع» 1، مستقيماً نقل كرده، درحالىكه كلينى نمىتوانسته او را ملاقات كند.
دوم از جهت استناد بهديدگاههاى فقهاى شيعه كه وى مدعى است اكثر فقهاى شيعه برآنند كه روضه جزء كافى نيست و بعضى از شاگردان كلينى آن را بهكافى از باب « الحاق قليل بهكثير »، ملحق نمودهاند 2.
دكتر ناصر قفارى بعد از اين سؤال كه « هلهُومنتأليفات الكليني أم مزيد فيما بَعدُ على