132گردآورى شده را نزد او بياورند: فَلمّا أتوهُ بها أمَرَ بِتَحريقها » 1.
-فرمان سراسرى عمر؛ يحيىبن جعدة مىگويد: «عمربنخطاب ابتدا خواست سنت رسولالله(ص) را مكتوب نمايد ولى از تصميمش برگشت سپس در ضمن فرمانى بهشهرها نوشت: نزد هركسى چيزى از حديث است بايد آن را نابود نمايد» 2.
-نابود كردن كتاب؛ ابىبرده مىگويد:«از پدرم كتابهاى زيادى نوشته بودم، عمر بهمن گفت: كتابهايت را نزد من بياور، وقتى آوردم آنها را شُست» 3.
بنابراين، احراق و ازبين بردن احاديث رسولالله(ص) و نيز ممانعت از گسترش سيره آن حضرت (به انگيزههاى سياسى)، امر قطعى و مسلم بوده است.
سوم - ظهور جاعلان حديث
بىترديد حديثسازى در تاريخ سنّت رسولالله(ص) نتيجه عملكرد و موضعگيرى سياسى حاكميت ابتداى زمان رحلت پيامبرخدا(ص) عليه بنىهاشم بهويژه علىبن ابىطالب براى توجيه و ماندن برسر قدرت و فضيلت پوشى آنحضرت بوده است؛ و اينكه بخارى مىگويد:«روايات اين كتاب را از ميان600 هزار حديث برگزيدم» 4، يا مىگويد: « لم أخرج في هذا الكتاب الّا صحيحاً، و ما تركتُ من الصّحيح أكثَر » 5، در جاى ديگر از وى نقل شده كه: «من يكصد هزار حديث صحيح و دويست هزار حديث غير