124برخى همچون شيخ طوسى در ضمن بحثهاى ديگر عدهاى از پديدآورندگان آن اصول را نامبرده و رواياتىكه از آنها نقل شده را 1، ياد آورى نموده است.
سه - تدوين دانش رجال در مكتب اهلبيت(عليهم السلام)
از ايرادهاى اجمالى ابنتيميه(م725ق)برشيعه اينبود كه روايات شيعه از جمله كافى بدون نقد و بررسى اسناد، مورد پذيرش قرار مىگيرد. يكى از پيروان او اين ايراد را واضحتر بيان كرده و مىگويد كه در شيعه دانشى كه بهوسيله آن شيعه را از غير شيعه امتياز دهد و راويان را مورد جرح و تعديل قراردهد وجود نداشته تا اينكه كشّى در حدود سالهاى 400 هجرى كتاب مختصرى در علم رجال نوشت، پس از او غضائرى و نجاشى(م450ق) و شيخ طوسى(م460ق) در اين باب مفصّلتر وارد شدند 2.
بهنظر مىرسد اين ايراد نيز از عدم اطلاع ابنتيميه و پيروان وى، از معارف و علوم اهلبيت(عليهم السلام) ناشى شده است، و ترديدى نيست كه اطلاع نداشتن كسى از مسألهاى هيچگاه دليل بر فقدان و يا بىاعتبار بودن آن نخواهد بود. و براى اينكه بىپايگى اين ايراد روشن گردد، تذكر نكات زير ضرورى است.
1. بىترديد همين ايراد، پر رنگتر و معقولانهتر و بهطريق أولى متوجّه احاديث خود وهابيان است؛ زيرا بيش از يكقرن، تدوين و نقل حديث در فرهنگ آنها ممنوع و جرم محسوب مىشد، و پس از آنكه محدوديت نقل وتدوين حديث برداشته شد، هزاران حديث از سوى افراد فرصت طلب بهرسولالله(ص) نسبت داده شد و صدها حديث در باب جعل فضيلت، وارد بازار حديث گشت. البته در اين نكته كسى ترديد ندارد كه از نخستين روزهايى كه ممنوعيت سياسى حديث برداشته شد، آنچه مهم بود، گردآورى حديث بود نهپالايش آن.