125گذشته از آن، همانگونه كه اشاره شد، احاديث در مكتب اهلبيت(عليهم السلام) از ابتدا بهرشته تحرير درآمد و اسناد و رجال آنها كاملاً مشخص و شناخته شده بودند، راويان مشكوكى وجود نداشتند تا نسبت بهآنها اقدام علمى و پيشگيرانه همچون معيارهاى جرح و تعديل وضع بهكار گرفته شود؛ زيرا رواتى كه احاديث رسولالله را بهنسل پس از خود منتقل نمودهاند، على(ع)، اباذر، سلمان، مقداد، حسنبنعلى(ع) و...اند كه نسبت بهاينها كسى ترديد ندارند.
2. با وجود عدم نياز بهوضع و بهكارگيرى معيارهاى نقد و بررسى اسناد و مدارك حديث، نخستين كتاب رجالى توسط يكى از پيروان مكتب اهلبيت(عليهم السلام) عرضه شد؛ و او ابومحمد عبدالله بنجبلّةبن حيانبن ابحر الكنانى متوفاى219ق است كه به نقل از پدرش جبلّه و وى از پدرش حيان كه صحابى رسولالله(ص) است كتابش را در علم رجال نوشت. 1 هرچند عالم نامدار اهلسنت مدعى است كه اولين كسى كه در علم رجال صحبت كرد (نهتدوين) شعبه بوده است 2، ولى نبايد از نظر دور داشت كه اولاً ، شعبه متوفى260ق است، در حالىكه عبداللهبنجبلّه متوفى219ق است؛ بنابراين، بيش از 40 سال پيروان اهلبيت پيشقدم در تدوين دانش رجال بودهاند. ثانياً، سيوطى درصدد ضبط «اوائل» اهل سنّت است، نهشيعه 3 وعدم ذكر او از تدوين نخستين كتاب رجالى در شيعه، دليل بر نبود آن نيست.
«مشيخه» حسنبنفضّال و«رجال» حسنبنفضّال(م224ق) دومين و سومين كتاب و «رجال» علىبن الحسنبن الفضّال(م274ق)، چهارمين 4 كتاب، در دانش رجال است.