93 عسكرى را بر خود رام نمود.
اينك به اقتضاى اين مصالحه سعود بن عبدالعزيز داخل شهر مكه مكرمه شده، بيت معظّم را يك كسوه ساده پوشانيده و با اعراب باديه حجاز، كسب الفت و انس كرده و شريف غالب را از موقع نفوذ و اعتبار انداخته، در داخل بلدة الله تفرد 1 و قوت و شوكت خود را افزوده و مانند فرعون و نمرود، تعنّد 2 و تمرّد نموده و به ابداع برخى از مظالم و تعديات شروع نمود.
اما شريف غالب براى اينكه از مركز سلطنت امداد فرستاده نشده بود، آزرده خاطر شده و مىگفت كه سبب ضبط وهابيان اقليم مسعود حجاز را و علت اينكه اهالى حرمين به قيد اسارت اين اشقيا گرفتار شدند، اهمال وزراى دولت است.
و به خيال اينكه اهالى را از دولت عثمانى متنفر سازد و هيئت دولت را به حميّت 3 درآورد، به سعود بن عبدالعزيز تلقين نمود كه ابواب حج را، به قوافل مصر و شام سد كرده و [طرق] موارد را بر آنها ببندد.
از اثر اين تلقينات متواليه شريف غالب، سُعود غدر و اعتساف خود را از حد گذراند. حتى اكثر اعاظم علماى اهل سنت مِنْ غَيْرِ جُرْم مقتول و چندين نفر از اشراف و اعيان بدون جهت مصلوب و اعدام شدند.
كسانى كه در اسلاميت ثبات مىنمودند تهديد كرده مىشدند، مناديان در بازارها و منارهها ندا مىكردند: «اُدْخُلُوا في دينِ سُعُود وَ تَظَلُّوا بِظِلّه المَمْدودِ». (و) مردم را به دين باطل محمد بن عبدالوهاب دعوت مىكردند. مكه مكرمه سهل است، در بيابانها نيز كسى ديده نمىشد كه مقتدر بشود، دين و مذهب خود را حراست كند.
شريف غالب اين حالات را ديده و جزم نمود كه ديانت اسلاميه از خطه حجاز هجرت خواهد كرد، براى اينكه سعود را تهديد كند، به مشاراليه گفت كه اگر تو بعد از