90و اعتساف 1 خود مىافزودند و مشاراليه يقين نمود كه حسن امتزاج با اينها ممكن نخواهد شد، لهذا شخصى به برادر خود شريف غالب فرستاد كه سعود در دايره امارت و حشرات وهابيه نيز در چادرهايى هستند كه در ساحه معلاّ مركوز شدهاند و خود نيز در قلعه جيادم، اگر با مقدارى از عساكر بيايى ممكن است كه سعود را به دست آوريم.
شريف غالب براى اينكه سعود را دستگير كند، با شريف پاشا والى جده مقدارى از عساكر را برداشته، بدون اينكه كسى ملتفت شود وهابيان مكه را حمله نمود و جهات اربعه حشراتى را كه از وهابيان در ساحه معلا در چادرها نشسته بودند احاطه كرده، محاصره نمود.
ولى سعود خود را به تقريبى خلاصه كرده و فرار نمود و وهابيان محصوره به شرط ترك اسلحه امان طلبيدند، لاجرم اسلحه آنها گرفته شده و رهايى جستند.
چون مكه مكرمه از ايادى اعادى مسترد آمد، پس از مدت كمى حصار طايف را نيز تصرف كرده و فرقه باغيه عثمان مضايقى هم، مجبور به فرار شدند.
حصار طايف نه به سطوت عسكريه شريف غالب، بل بهواسطه انقياد و مطاوعت اعراب بنىثقيف مسترد گرديد. زيرا وهابيانى كه در مكه مكرمه مظهر عفو و امان شده بودند به اماكن خود نرفته و به رأى و تصويب سعود طرق و معابر را قطع مىنمودند.
بناء عليه شريف غالب به قبايل بنىثقيف كه در جوار طايف بودند شخصى را فرستاده و آنان را سپارش 2 كرد كه به طايف هجوم كرده و آن طايفه را از حصار بيرون كنند و اموال و اشياء آنان را در ميان قبايل تاراج و قسمت نمايند.
بدويان بنىثقيف كه از مدت زيادى [مديدى] اين قسم تاراج را آرزو مىكردند، با بسيارى از قبايل اعراب اتفاق كرده، قريتين «سلامه» و «مثنى» را كه در قرب طايف است محاصره و غارت كرده، طوايف مضايقى را كه به آنها هجوم و دفاع مىكردند