89از علماء مكه بودند نزد سعود بن عبدالعزيز فرستاده استيمان نمود. [1218ه .ق]
سعود نامحمود التماس عبدالمعين را قبول، مبعوثين مشاراليهم و حشرات وهابيه را كه در موقع سيل جمع شده بودند برداشته و به مكه معظمه عزيمت و قائم مقامى شريف عبدالمعين را تصديق نموده، با وجود اين حال امر كرد كه قباب و قبور را هدم و خراب كنند.
چون معتقد وهابيان اين بود كه اهالى حرمين به قباب و قبور عبادت و پرستش مىكنند، اگر اينها هدم و خراب كرده شده و ديوارهاى آنها برداشته شود، اهالى از دايره شرك و كفر بيرون آمده و به خداى متعال عبوديت مىنمايند. حتى به زعم فاسد امام وهابيان كه پسر عبدالوهاب بود، كسانى كه بعد از سال پانصدم هجرت وفات كردهاند به حالت شرك و الحاد بودهاند و باز زعم و گمان مىكرد كه احكام جليله دين اسلام من قِبل الرحمان به آن خائن بىدين الهام شده. كسانى كه پس از ظهور ديانت فاسده وهابيان وفات كردهاند، نبايد در نزد كسانى دفن شوند كه از سال پانصد هجرت به اين طرف رحلت نمودهاند و معتقد اين بود كه ضرر ندارد در نزديك قبور مشركين جنازه آنها دفن شود. 1
سعود براى اينكه شريف غالب را به دست بياورد و به آن وسيله جده را نيز ضميمه ممالك مغصوبه خود كند، به طرف جده هم عزيمت نمود وليكن اهالى جده با عساكر دولت عثمانى اتحاد و همراهى نموده، سعود را به مغلوبيت بسيار بزرگى دچار كردند. مشاراليه ناچار بقية السيوف حشرات را با خود برداشته و به مكه معظمه معاودت و در دايره امارت اجراى حكومت مىنمود.
اگرچه شريف عبدالمعين براى اينكه سكنه مكة الله را از مظالم فوق الطاقه وهابيان محافظت كند، خواست كه در ظاهر با رؤساى اشقياى وهابيان به مدارا و خوشى سلوك نمايد، ولى از آنجا كه اشقياى مشاراليهم، به كبر و عناد و ظلم