506فردوس انتقال و ارتحال نمود.
ارتحال شريف مسعود در ميان اهالى موجب قيل و قال شده، اگرچه اهالى كرام و مجاورين ذوىالاحترام مكه را دچار تلاش و اضطراب نمود وليكن رضوانآقا به اقتضاى صفات و سجيّات حسنه خود به ضبط و ربط مملكت بذل همت و غيرت نموده، اعلان نمود كه هركس ساعى فساد شود و موجب اختلال گردد، خون او هدر و حلال خواهد بود، اين اعلان را مناديان در كوچه و بازار و محلات به مسامع اهالى القا نمودند. پس از آنكه شريف مسعود را تجهيز و تكفين نموده و در حرم شريف نماز او را گذارده در مقبره معلا دفن نمودند، رضوانآقا اعيان و اشراف مكه معظمه و قاضى و شيخالحرم و متنفذان اهالى را در حرم شريف جلب و احضار نموده، سيد شريف عبدالله بن حسن را كه در آن تاريخ مفخر دودمان آلعبدمناف و برگزيده سادات و اشراف بود خطاب كرده و گفت:
اى آقاى ما به شهادت كسانىكه در اين جمعيت موجود هستند و يا آنكه در ساير محال مىباشند، منصب جليل امارت و رتبه عالالعال شرافت بر اشراف سايره حق صريح شماست، استدعا داريم كه خلعت فاخره امارت را اكسا فرموده و بهضبط و ربط امور مملكت شروع و ابتدا نمايند.
به اين تهيه اهل فساد نتوانستند كه ظاهر شده و نائره اختلال را اشتعال دهند، اگرچه سيدعبدالله افندى در قبول اين تكليف كه از طرف رضوانآقا كرده شد ترديد نمود وليكن اعيان و اشراف مكه و اعلام علماى شهر بكه به شريف مشاراليه گفتند كه اينگونه تكليف رضوانآقا نافع در حق دين و دولت است، قبول اين تكليف را ما نيز استدعا مىنماييم. بنابراين خلعت خضراى امارت و شرافت را پوشيده و به ضبط و ربط امور مملكت قيام و اقدام نمود.
اين قسم تدبير رضوانآقا مملكت را از يك فتنه بسيار بزرگ مستخلص داشته و اهالى را از انديشه و خيال رهانيد به اين سبب خلق از اين تدبير او ممنون و محظوظ