503اشيائى كه به آن بقعه مقدسه لازم است، شخصى بهنام محمدچاوش آمده و صورت اشياء لازمه را آورده است. اگر چنانچه رضوانآقا شايسته اين خدمت است اسباب لازمه را تدارك كرده و بهتوسط محمدچاوش بهنزد او بفرستيم والاّ اگر مناسبتر از رضوانآقا شخص ديگر هست او را احضار كرده و اين را بفرستيم.
پس از آنكه اهل مجلس مدت زيادى در اين باب تفكر و خيال نموده و با همديگر مشاوره كردند، همگى گفتند كه عفت و استقامت و ديانت و اهليت رضوانآقا و وقوف و اطلاع او بهكارهاى ابنيه مسعوده در نزد همه ما مصدق و معلوم است، چنانكه قبل از اين نيز براى همين كار انتخاب شده و ارسال گرديده است. از اينكه ما براى جستجوى مأمور ديگر اوقات خود را ضايع نماييم بهتر و مناسبتر از آن است كه همان مأموريت رضوانآقا را تصديق كرده و عطيهاى را كه از طرف سلطانى داده شده است ارسال نموده و اشياء لازمه نيز فرستاده شود كه مشاراليه اتمام خدمات مرجوعه ابنيه مقدسه نمايد و به اينجهت هم بهخزينه دولت از جهت مصرف و به ابنيه مسعوده كعبةالله نيز خدمتى نموده باشيم.
بناءًعليه والى مصر محمدپاشا، مأموريت رضوانآقا را تصديق كرده و به شريف مسعود نيز يك مكتوب مفصلى نوشته و فرمان و خلعت سلطانى را هم كه براى شريف مشاراليه آمده بود به مأمور مخصوصى داده و روانه داشت.
چون در اين اثنا سيد محمدافندى نيز در مصر بود، با مأمور مشاراليه به جانب مكه اعزام كرده شد و اشيائى را كه رضوانآقا صورت آنها را فرستاده و خواسته بود تهيه و تدارك كرده و علىالاتصال بهطرف سويس 1 فرستاده مىشود. چون لوازمات مزبوره بالتّمام بهسويس نقل و ايصال مىشد به كشتى كاپيتان سويس كه محمدبيك بود حمل نموده و به آدم رضوانآقا تسليم كرده، بهطرف جده فرستاده شد. محمدبيك روز نوزدهم ربيعالثانى به بندر ينبع مواصلت نموده، محمود چاوش نيز از كشتى درآمده و