498محمدپاشا والى مصر اشيائى را كه رضوانآقا استدعا نموده بود تهيه و تدارك كرده، بهعلاوه آن نجار و اصناف سايره بسيار نيز احضار كرده و در رفاقت مأمورى مخصوص بهراه انداخت. مأمور مشاراليه در اواخر شهر ذيقعده رسيده، اشيائى را كه همراه خود آورده بود، به موجب سياهه آن به احمد قبانى افندى كه كاتب ماليات جده بود تسليم نمود. احمد قبانى افندى به موجب امرى كه از طرف رضوانآقا نوشته شده بود، اشيائى را كه از مصر قاهره وارد مىشد با لوازمات سايره آنها در دو قافله به مكه محترمه فرستاد. اشيائى كه با قافله اول فرستاده شده بود در خانههايى كه به مغازههاى عبدالرحمن بن عتيق معروف است گذاشته شده و حفظ گرديد.
رضوانآقا قبل از ورود اين قافله، راههاى آبى را كه از وادى خليصنام مىگذشت و بهواسطه سيلاب خراب شده بود تعمير و ترميم مىنمود. چون راههاى عين مزبور به طغيان سيل منهدم و خراب شده بود، لهذا آب آنجا بهكلى منقطع گرديده بود. رضوانآقا مجراى عين مذكور را در يك صورت مكمله تعمير كرده و روزها را در وادى مذكور مانده، جاهايى را كه خراب شده به على بن شمسالدين افندى كه مهندس مكه مكرمه بود نشان مىداد و آنجا را نيز تعمير و اصلاح نموده، آب چشمه مزبور را در نهم ربيعالثانى جارى ساخته و به مكه معظمه آورد.
پس از آن به مكه معظمه معاودت كرده، براى هيزم و ذغال و گچ و لوازمات سايره كه براى ابنيه مسعوده بايستى صرف شود، مأمورين معين نموده و هريك از آنها را اجرت كافى داده و راضى نمود. بعد از آن سنگهايى را كه از ابنيه مسعوده افتاده بود جمع كرده و براى آنكه به مواقع مناسبه ديوارهاى كعبةالله گذاشته شود، امر به نحت و اصلاح نموده و در اين باب به دوكلرها 1 و نجارها دستورالعملهاى لازمه را داد.
چون در بين اهالى شايع شد كه احجار مزبوره پس از اصلاح به ابنيه مسعوده گذاشته خواهد شد، مردم خيلى قيل و قال كردند و چون در اين خصوص هركس