486
صورت دوازدهم
در ذكر آن است كه اركان بيتالله به چه وجه تعمير و تشييد گرديد
براى اينكه ملعبه ملوك نباشد، از تاريخ تجديد حجاج الى خلال سال يك هزار و بيستم هجرت، به تجديد بقعه مقدسه كعبه شرعاً مساعدت نگرديد، بدين جهت سقف منيف بيتالله و اركان او روى به خرابى آورده و به بعض علائم و آثار استدلال كرده شد كه اگر مدتى هم در اين باب چارهجويى نشود بهكلى انهدام و انحطاط پيدا خواهد نمود.
بنابراين اهالى مكه در صدد استعلاج اين كيفيت برآمده، به اتفاق شريف ادريس كه امير مكه بود، با اعيان و سادات به دربار عثمانى نوشته و استدعا نمودند كه در اين باب آنچه مقتضى است مجرى كرده شود. اگرچه مستدعيات اهالى بلد اولياى امور عثمانى را تا يكدرجه به وهم و تلاش دچار كرد وليكن چون تجديد بيت معظم ملتزم آن بود كه بقعه مباركه را بهكلى منهدم و خراب سازند و چون حكم شرعى نيز بر اين جارى شده بود كه اگر اقلاً يك طرف آن محل مبارك سقوط نكند نمىتوان تعمير و تشييد كرد، لهذا براى اينكه شرعاً راهى پيدا كنند و پس از آن در صدد تعمير و تجديد برآيند، مقرر گرديد كه از علماى اعلام و رجال كرام مجلس كميسيونى ترتيب داده شده و قرارى در اينباب بگذارند.
پس از آنكه در مجلس شوراى منعقده كه بهطور اجبار شرعى انعقاد يافته بود، قيل و قال بسيار شد گفتهاند كه ممكن است بيت مكرم را از دو محل آن به كمرهاى آهنين