475رعود و صواعق استقبال كرد و آمده در حذاى سقف بيتالله ايستاد.
پس از آن يك باران شديد آمده و جاهايى را كه سوخته بود خاموش ساخت. سحاب مزبور تنها در حرم سقف بيتالله بود، خارج مسجدالحرام سهل است، بهخارج مطاف سعادت نيز يك قطره باران نيافتاد و با همه اين از ميزاب طلا مدتى آبها جارى بود. در اين اثنا منجنيقى كه حجاج ظالم در جبل ابىقبيس نصب كرده بود بهواسطه نزول صاعقه محترق و چهار نفر شامى كه در اطراف آن بودند خاكستر شدند و بهواسطه نطق سالفالذكر حجاج، چهل نفر از شاميان اظهار صلابت نموده، يك منجنيق ديگر تدارك كرده و بهكار خود مشغول بشدند.
اين دفعه نيز آن چهل نفر به نزول صاعقه دشمنسوز سوخته و به اسفل دركات جحيم شتافتند. با اين همه حجاج ظالم از اين بشارت غريبه متنبّه نشده به كمال حدّت و ثَورَت 1 عساكر خود را تهديد و تحذير 2 مىكرد. بناءً عليه آتش محاربه بهطور كمال اشتعال يافته و علائم مشروحه از خيال و خاطر شاميان بهكلى محو و فراموش گرديد.
پس از چند روز وقوع اين غريبه نيز دوازده نفر از شاميان، به نزول صاعقه هلاك شدند و كسانىكه اين را مشاهده كردند متلاشى و خائف شدند، اگرچه شاميان از اين حال بهكلى رميدند و از اطراف منجنيق پراكنده شدند وليكن چون از اهالى مكه نيز چند نفر سعيد از آن صاعقه ارتحال كرده بودند، لهذا حجاج به تبعه خود خطاب كرده گفت: اى عسكر شام شما محق هستيد و اهل مكه باطل، علامات مهيبه كه از خواص مخصوصه اراضى حجاز بوده بهكلى مندفع گرديد، قدرى هم غيرت و همت نماييد.
اين خطابات حجاج نيز در اين بين موجب تشديد محاربه و تحديد مشاجره شده، امتداد ايام محاصره موجب قحط و غلا گرديده و طول اينحال مكّيان را از جان خود سير كرد و اكثر اهالى مكه به نزد حجاج رفته، استيمان نمودند و برخى هم عبدالله بن