465تفصيلاتىكه مورخين معتقدين به صحت اين روايت دادهاند، دلاوران اسلام كه تابع ابنزبير بودند به دايره مسجدالحرام كه حرم امن و امان بود، التجا نموده و در جوانب اربعه كعبة الله ركز خيام كرده بودند و مقصود آنها از اين كار اين بود كه هروقت حرارت آفتاب زياد شود و از منجنيق سنگهاى آتشين انداخته شود، اينها به اين خيمهها داخل شده و خودشان را حفظ و حراست نمايند.
حصين بن نمير كه هم بر بالاى جبل ابىقبيس و هم به ذروه جبل احمر منجنيقها ترتيب داده بود از اين كوهها سنگهايى كه به پارچههاى كهنه پيچيده شده و به روغن ملمع بودند، علىالاتصال نازل مىشد.
شاميان به رمى احجار آنقدر مداومت كردند كه سنگهايى كه به بيت شريف مىافتاد كسوه مسعوده بيتالله را پارهپاره نمود و به آن ابنيه مباركه وهن طارى شده و حتى بعضى سنگهاى آن متعاقب همديگر ساقط مىشد.
يك روز كه هوا زياد سرد بود و باد شديدى هم مىوزيد، يكى از اصحاب خيام كه چادر او در ميان ركن يمانى و باب صفا مركوز بود در چادر خود آتش افروخته و از آن آتش شرارهاى جسته و همان چادرها را سوزاند و از شراره آنها ستاره 1 كعبةالله نيز محترق گرديد. از آتش و احتراق اين ستاره شريفه حطيل و كمرههاى خَشَبى 2 ديوارهاى بيت محترم سوخته، بناى سعادتمبناى بيتالله در ميان آتش جهانسوز ماند. ابنيه مقدسه بيت معظم كه آنوقت از طرف قريشيان ساخته شده بود قابل احتراق بود، زيرا كه قريشيان بيتالله را تا سقف آن يك سنگ ديگر حطيل و خشب گذاشته و ساخته بودند، در حالتىكه حطيل ديوارهاى بيت مكرم مىسوخت، حجرالاسود نيز از محل خود درآمده بود، عبدالله بن زبير قدرى نقره اذابه كرده و خواست او را تشييد و محكم سازد. ولى چون از تأثير آتش جوانب اربعه آن سست شده و به گوشه ديوارى