463عبدالله بن زبير بهطور قطعى جواب داد كه من نتوانم بيعت يزيد را قبول نمايم، پس مأمورين شام را بهطور يأس برگردانيد و اثنايىكه اينان عازم شام بودند كليه اهالى حجاز و تهامه را جز ابنعباس و محمد بن ابىبكر به تحت بيعت و تبعيت خويش درآورد و مأمورين يزيد را از حدود ميامن محدود حرمين شريفين طرد و اخراج نمود.
يزيد چون از اين قضيه اخذ معلومات كرد، براى اينكه اهالى كرام مدينه منوره و كعبه مكرمه را تأديب نمايد، در تحت رياست و كوماندانى مسلم بن عُقبة المزنى به جانب سنىالجوانب حرمين عسكر فرستاد و به مسلم غير مسلم گفت: اولاً در مدينه قتلعام و غارت كنى، ثانياً براى دست آوردن ابن زبير به مكه محترمه عزيمت نمايى.
چون يزيد اين قسم تعليمات و دستورالعمل غيرلايق را داد، مسلم بن عقبه نيز براى اينكه موافق احكام دستورالعمل خود حركت نمايد، در مواصلت به مدينه منوره به موجب فن حيل و دسايس كه در عرض راه از عبدالملك آموخته بود، از اهالى مدينه شش هزار و علىقول چهارهزار نفر مسلمان را كشته و نابود ساخت.
پس از آن به مكه مكرمه متوجه شد وليكن پس از سه روز مريض شده چون از حيات خويش نوميد گرديد به موجب حكمى كه در وقتىكه در شام بودند يزيد نموده بود، حصين بن نميرالكندى را احضار نموده گفت: تو را به اين لشكر سردار و سرور معين نمودم، به مكه عزيمت نموده و براى دستگير كردن ابنزبير نائره جنگ و جدال را بيفروز و خيال مكن كه شهر مكه بلدالله است و با جيران كعبةالله چگونه حرب و قتال كنم و مگو كه تكليف و فرض ما است كه به اهالى مكه حرمت و رعايت نماييم، به رؤوس جبال نصب منجنيق نموده، كعبةالله را خراب و اهالى را سنگسار و محاصره و تضييق نما. پس از آنكه مسلم اين دستورالعمل را داد، در هنگام وصول به جبل مشللنام هلاك شده و به اسفل دركات جحيم شتافت.
وقعه مدينه منوره روز چهارشنبه بيست و هشتم ذىحجه سال شصت و دوم هجرت اتفاق افتاده، هفتصد نفر از كسانىكه در اين وقعه مؤلمه نائل سعادت شهادت