457منتظر ورود سپاه اعدا شدند. در اين هنگام آلبارسلان نيز كه در اصفهان بود، لشكر قليلى تدارك نموده براى آنكه دشمن دين را مدافعت كند بهخارج شهر درآمد و متعاقب او پيشداران لشكر روم ظاهر شده و در مقابل لشكر اصفهان ركز خيام نمودند، چون آن شب شب جمعه بود و لشكر روم نيز تازه وارد و خسته و مانده بودند، دو طرف از عساكر خود محافظين قرار داده و كار جدال به صبح متعلق گرديد و عساكر دشمن علىالتوالى وارد شده و لشكر اعدا عده و كثرتى پيدا نمود، چون صباح شد مسلمانان بهطرف اردوى كفار نظر كرده ديدند كه اعادى دين از عدد رِمال 1 دريا افزون بوده و جبال و صحارى از عسكر مملو شده و اردوگاه رومانوس مانند درياى عمان موجزده تعداد و تخمينآلات و ادوات حربيه اردو خارج از حوصله امكان بود.
آلب ارسلان چون نظر بهجانب اردوى كفار افكند و يقين نمود كه نمىتواند با اين سپاه معدود، آن لشكر و سپاه را مقاومت و مقابله نمايد، كسانى را كه مقتضى بودند جلب و احضار نموده و مجلس مشورتى منعقد ساخت كه در اين خصوص چگونه بايد رفتار و حركت نمود؟ خلاصه و نتيجه مذاكرات جاريه بر اين شد كه محض محافظه ناموس ملت محاربه كنند، بناءً عليه كافه مسلمين با يكديگر استحلال و وداع نموده به تهيه اسباب جنگ و جدال اشتغال ورزيده و اين قرار داد را به ملك العادل آلب ارسلان راپورت 2 و عرض نمودند.
آلبارسلان از اين قرار داد شورى ممنون و محظوظ شده گفت كه: مادامىكه جنگ خواهيم كرد، امروز روز مسعود جمعه است و خطباى موحدين در نقاط زمين غزاة 3 مسلمين را دعا مىكنند، ما امت محمد تا انقضاى صلوة جمعه صبر نموده پس از آن به خيال اعلاى كلمةالله به جدال آغاز نماييم، پس از آنكه بهواسطه جاسوسانى كه به اردوى قيصر فرستاده بود، سيما و شكل و محل خيمه مخصوص قيصر را آگاهى