417دسيسه شود خود را آنچنان پندارد كه به يك درجه بزرگى نائل شده است و حال آنكه اين قوت داده و عطيه شيطان است، زيرا كه سمع و بصر او شيطان شده است، بايد آن بنده در اين حال محض اينكه به هلاكت نرسد، مبادرت و پيشقدمى در توبه نمايد.
از دسايس خفيه شيطان كه در حق اكثر اوليا دارد، يكى هم آن است كه در قلب ولى ظاهر شده و به محلى كه استمداد مىكند دخول مىنمايد، گاه به عرش و گاهى به كرسى و گاه به آسمان داخل شود، اگر در علم خداى، خداى متعال حفظ و حراست اين عبد سبقت نموده است، حقتعالى به او مىفهماند كه اين از القاآت شيطانيه است و در اين حال مساعى و اهتمامات شيطان بىاثر و ثمر مىماند و اگر نعوذبالله حضرت قادر مطلق آن عبد را حفظ و حراست نفرمايد، آن بنده داخل زمره هالكين خواهد گرديد.
سؤال: آيا تسلط شيطان بر انسان به ظاهر او است و يا به باطن او؟
جواب: حضرت شيخ در باب سيصد و هشتاد و سيم فتوحات خود گويد كه شيطان جن فقط به بواطن مردم تسلط تواند كرد، شياطين انس بر خلاف آن است، اينان به هردو از ظاهر و باطن انسان حاكم و مسلطاند، اگر از طرف شياطين اجنه بهظواهر بنىآدم وسوسه و اغوايى واقع شود، به واسطه نيابت و حكمى است كه از طرف شياطين انس دارند.
سؤال: عداوت ابليس در حق كى اشد و ازيد است؟ در حق حضرت ابوالبشر يا در حق ذريت او؟
جواب: از قرارى كه شيخ در باب سيصد و بيست و پنجم فتوحات خويش گفته است، عداوت ابليس در حق اولاد آدم بسيارتر است، زيرا كه بنىآدم از آب خلق شده است و آب ضد آتش است، آدم با ابليس يُبس 1 جامعه دارد، يكى از خاك و ديگرى از آتش خلق شده است، اجتماع آتش با خاك مانند اجتماع آتش و آب نيست، به همين جهت است وقتىكه آدم را قسم داد كه او ناصح است خداى تعالى او را تصديق نمود،