403مروه برداشته بود در مقابل آن ركز نموده و سنگهايى را هم كه از حرم شريف گرفته بود به درختى كه در ميان اين دو سنگ بود تكيه داد.
پس از آن حشرات و حيواناتى را كه بر سر خود جمع كرده بود خطاب كرده و گفت: اى قوم من، اهل مكه كعبه را طواف و در ميان مروه و صفا سعى نموده، الوهيت كعبه و صفا و مروه را اقرار و اعتراف مىنمايند و به احجارى كه آورده بود اشاره كرده و گفت يكى از اينها صفا و ديگرى مروه ما بشود و اين درخت نيز كعبه ما باشد، پس از اين، اينان را معبود خويش قرار داده و آنان را اطاعت و عبادت نماييم.
چون مشاراليه غطفانيان را به پرستش عزى سوق نمود، به رأى سخيف سعد را به خوبى قبول و تلقى نموده، سدانت او را به سليم بن منصور بن عكرمة بن حصيفة بن قيس بن غيلان كه از اولاد بنىشيبان بود احاله كرده تا عصر سعادت به پرستش عزى قيام و اقدام نمودند و در اطراف اين شجره ابنيهاى ساخته، عزى را در داخل سقف قرار دادند كه اين درخت از جنس شجرهاى بود كه نمره گفته مىشد و غطفانيان از شيطانى كه به داخل آن حلول كرده بود استماع صوت نموده، در عرض طاعت و عبادت او اظهار خلوص و تعصب مىكردند.
نظر به اين روايت عزى در مقر قبيله بنىغطفان در بالاى درخت نمره گذاشته شده و در نزد بعضى در محلى كه به بالاى سه درخت بزرگ بنا كرده شده و بتخانه ترتيب داده شده بود گذارده شده و كسانىكه پرستش آن مىنمودند، از او استماع اصوات مختلفه مىكردند.
خالد بن وليد در ماه رمضان سال هشتم هجرت به قلع و قمع شجره مذكوره مأمور شده بود، در اثناى قطع آن از درون عزى يك عجوزه بدمنظر عريانى درآمده و گيسوهاى خويش را مىكند و خادم بتخانه نيز بناى نوحه و نعره گذارده خالد بن وليد پس از آنكه عجوزه مرقومه را اعدام كرد، شجره مذكوره را نيز از ريشه درآورده نام و نشانى از او نگذاشت.