402طواف از اساف شروع نموده و در نائله تمام نموده در ابتدا و انتهاى طواف دوسنگ مذكور را بوس و استلام مىنمودند.
آيه كريمه إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ 1 براى آن نازل شده است كه در ظهور اسلام طواف در ميانه اينان را مكروه مىديدند. محض اينكه مردم بدانند كه جرح و كراهتى در اين كار نيست، اين آيه محترمه نازل شد و روز فتح مكه مكرمه، اين دو صنم نيز مانند ساير اصنام كه در اطراف مكه بودند مكسور و مضمحل گرديدند. بعضى از قريشيان و قبايلى كه از احفاد و اولاد ملكان بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياسبن مضر، به سعدالصخره نام صنم كه در يورت بنىكنانه واقع بود و قبيله عمروبن حممةالدوسى كه از اولاد دوس بن عدنان بن عبدالله بن زهران بن كعب بن الحرث بن كعب بن عبدالله بن مالك بن نضر بن الاسد بن الغوث، با قبايل خشعم و بجيله كه در ارض دوس بودند، به صنم ذوالخلصهنام و طايفهاى از قريشيان با بعضى از جماعت قبيله بنىكنانه به عزىنام وثنى كه در خارج مكه معظمه در موقع بطن نخله، سعد بن ظالم ترتيب كرده بود پرستش مىنمودند و براى خدمت خانه كه صنم مذكور در آنجا مركوز بود افراد قبيله بنىشيبان كه از خلفاى ابوطالب به سليم بن منصور بن عكرمة بن حفصة بن قيس بن غيلانه منتهى مىشدند مأمور و مقرر بودند. از مورخين كه عزى را تعريف كردهاند بعضى گفتهاند عزى، شجره عظيمهاى است و طايفهاى گفتهاند بيتالصنم است و طايفهاى هم بر آناند كه صنم اعظم است.
كسانىكه مدعى آنند كه شجره عظيمه بوده است گفتهاند كه: سعد بن ظالم رئيس قبيله بنىغطفان روزى به مكه آمده، بعد از طواف بيت معظم، سعى نمودن اهالى مكه را در ميان صفا و مروه ديده و حسد نموده است و از رملستان مسجدالحرام سه عدد و از كوههاى صفا و مروه نيز از هريك، يك پارچه سنگ برداشته، به مقرّ بنىغطفان كه بطن نخله بود معاودت كرده، سنگى را كه از صفا گرفته بود به محلى و سنگى را نيز كه از