401
اساف و نائله
نظر به روايتى كه از عبدالله بن عباس وارد شده است اساف و نائله در ارض يمن بهيكديگر تعشق نموده، در زمانىكه اقوام جراهمه راه ضلالت مىپيمودند، براى ايفاى فريضه حج به مكه مكرمه عزيمت نموده، روزى بهدرون بيتالله داخل شدند. چون درون فيضمشحون كعبةالله را خالى ديدند در آنجا جماع نموده و علىقول در جوار كعبةالله به عمل شنيع زنا ارتكاب كردند، به اين جهت بر حسب حكمت خداى تحجر نمودند.
اهل مكه آنان را به خارج كعبه اخراج كرده و براى اينكه عبرت بينندگان شود، يعنى كسانىكه در اين خيال بودند ترهيب و تخويف شوند اساف را در ذروه جبل صفا و نائله را در كوه مروه مركوز داشتند، پس از مدتى سبب تحجر آنان از خاطر فراموش شده و چون در اثناى اين ضلالت عمرو بن لحى نيز زمام حكومت حجازيه را به تصرف خويش درآورده بود، پس از آنكه در بين عرب الوهيت هبل مصدق آمد، عمرو يكى از اساف و نائله را به مكه معظمه و ديگرى را به نزديك بئر زمزم يعنى ميان بيت شريف و بئر زمزم ركز نموده، امر و اعلان فرمود كه اهالى مكه مكرمه به اين دو صنم عرض پرستش و عبوديت نمايند.
آن اوقات جاهليه عرب به اساف و نائله پرستش نموده و هدايايى را كه از اطراف و حوالى وارد مىشد، براى تبرك به ميان اساف و نائله تعليق مىكردند و حتى در هنگام