363
اگرچه نهايت اشكال را دارد كه انسان وهلةً تصديق نمايد مطابقت صورتى را با اصل او كه از مدت مديدى مانده و تاكنون نظير او ديده نشده است ولكن ما مىتوانيم كه بهواسطه بيّنه عادله صحت او را مصدق داريم بههيچ وجه شبهه و ريب ننمايند كه تصاوير مذكوره صور شريفه انبيايى است كه اسامى آنان را ذكر نمودم.
حضرت ابوالبشر از درگاه اقدس الهى مستدعى گرديد كه شمايل اولاد و احفاد خود را كه به خلاع 1 فاخره نبوت مخلّع خواهند شد مشاهده نمايد، لهذا بر حسب حكمت و اراده متعالى صور مذكوره در حالتىكه در يك لوحه مزين مصور بود من قبلالرحمن نازل آمد.
حضرت آدم پس از آنكه لوحه مذكوره را زيارت كرد در مغرب زمين در غارى گذاشته و روى او را با سنگ و خاك مستور ساخت، بالاخره حضرت ذوالقرنين او را پيدا كرده، در خرقه حريرى گذاشته و حفظ نمود. پس از آن خرقه مذكوره با لوح مزبور به دست حضرت دانيال درآمد، حضرت دانيال نيز هريك از آنان را بهلوحى جداگانه تصوير نموده و موفق به آن گرديد كه تصاوير انبيا را تكثير كند، كافه اين تصاوير كه به زيارت آنان قريرالعين 2 شديد از جمله صورى است كه اثر قلم و رقم حضرت دانيال7 است كه كابراً عن كابر توارث كرده شده و آخرالامر به تصرف ما درآمده است.
پس از اين مشاهدات ما مطيباً به وطن خود مراجعت نموديم. اگرچه ما مشابهت اين تصاوير را كه هرقليوس ارائه نمود به شمايل انبيا تصديق ننموديم وليكن تخيل اين امر را بهقدرى كه ممكن و متصور بود در قلب خود اعظام نموده و به جانب خليفه عرض كرديم و مجبور به استيضاح و استكناه 3 حقيقت امر شديم.