347هدايايى كه ورود آنها از اطراف احتمال داشت بنا نمود، آنوقت كعبةالله سقف نداشت، اهالى محض تبعيت حضرت خليل، كعبةالله را هداياى گرانبها از طلا و جواهرآلات و ساير چيزها تقديم و هديه مىنمودند و آنها را تبركاً به همين مخزن مىگذاشتند كه مقصود خلق از اينكار تقرب الىالله و ابراز وداد به حضرت خليلالله بود.
چون پس از مدتى مخزن مذكور و اندرون كعبةالله از اشياء گرانبها مملو گرديد، اسافل ناس هر وقت مىتوانستند آنها را سرقت مىنمودند، بعضى از اينان را گرفته و براى عبرت ديگران قطع يد نمودند و بعضى هم براى سرقت اشياء مذكوره كه دستهاى خود را دراز مىكردند، بر حسب حكمت افتاده و تلف شدند. تعداد نفوسى كه بدين سبب تلف شدند بىشمار است.
هنگامى كه اقوام جراهمه در مكه مكرمه به ضلالت افتادند و نصيحت مضاض بن عمرو بن الحرث بن مضاض را نشنيدند، يك شخص پستفطرتى به تبعيت اغواى نفس بهخيال سرقت اشيائى كه در خزينه مذكوره محفوظ بود افتاده و شبانه داخل خزانه مزبوره مىشود و بر حسب حكمت و قضا، جهات اربعه خزينه يكدفعه خراب شده و آن مرد شقى در زير خرابههاى ديوارها مانده و هلاك مىشود.
نظر به بعضى روايات، شخصىكه آنوقت به داخل كعبةالله درآمده بود، چهار نفر رفيق ديگر نيز داشته است، هريك از آنها در يك گوشه بيت محترم ايستاده و آن ملعون را به روى شانههاى خود گرفته و به داخل كعبةالله در آوردند و مقصودشان اين بوده است كه اشياى محفوظه در اندرون كعبةالله را دست بهدست داده و خارج نمايند، از قضا پاى شخصى كه روى ديوارهاى بيتالله بلند كرده بودند لغزيده و به مطاف سعادت مىافتد و وفات مىكند. رفقاى مشاراليه هم براى اينكه خود را از اين مخمصه برهانند فرار مىكنند بدين جهات حيه مذكوره فوق آفريده شده، بهاطراف و جوانب خود صولت 1 و دهشت 2 مىانداخت.