318او نوشته شده بوده است اصابت شود، خير بودن آن كار و كلمه نهانى ربى شر بودن او را مىفهمانيده است. اگر به تيرى كه هيچ چيز در او نوشته نشده بود اصابت مىكرد آن كار را يكسال به تعويق انداخته، پس از آن يك قرعه ديگر مىكشيدند.
بناء عليه هنگامىكه اين تفأل را مىكردند، شخص فالبين به كلمههاى مسطوره در آن تختهها نگاه كرده و احكام او را مىگفت كه مثلاً عمل ننمودن به اين كار لازم است و يا آنكه بايد يكسال ديگر تعويق كرده و قرعه كشيده شود.
بهدست شخصى كه دست او را براى درآوردن تيرها داخل كيسه مىكردند بهنام ريانه چرم نرمى مىبستند و مقصود از آن اين بوده است كه شخص معتمدعليه، مبادا تيرهاى اشخاصى را كه دوست مىدارد، بهواسطه دلالت نشان مخصوص پيدا كرده درآورد، اگرچه اين عبارت از ايفاى مأموريت مهمه ازلام بوده و مأموريت مذكوره منحصر به حل و فصل اختلافاتى بود كه در ميان حكومت و قبيلهاى واقع شود و فالبينى براى دفع خيالات كسانى بود كه منفرداً به او مراجعه مىنمودند، لهذا از يكديگر فرق زياد داشتند.
نظر به روايت و اعتقاد بعضى از مورّخين استقسام ازلام عبارت از آن بوده است كه در ظهور امر مهمى آن سه و يا هفت پارچه چوب را به روى سنگهايى كه نصب گفته مىشد و در حياط حرم شريف مسجدالحرام مركوز بودند گذاشته و در حق حصول اين كار از آن سنگها استمداد مىكردند و براى حصول رضاى آنها قربانها ذبح نموده و عرض عبوديت و پرستش مىنمودند.
قد تمت بعونه المتعال الجلد الأولي من مجلداته
في شهر محرم الحرام من شهور سنة 1307
من الهجرة النبوية عليه وآله آلافالتحية والسلام