311اسقاى حجاج حاجت نبود ولى محض اينكه حضرت عباس به اثر پدر خود عبدالمطلب اقتفا 1 كند، انگور باغهايى را كه در طايف خريده بود خشكانيده، در مواسم حج با آب زمزم مخلوط نموده، چنانكه در حيات پدرش معمول بود شربت كرده به حجاج مىنوشانيد. زمانىكه آب حيات اسلام نضارت 2بخش شوره زمين قلوب انام گرديد، اداره مهمه سقايةالحج به عهده عباس بن عبدالمطلب مفوّض بود، بناء عليه از طرف ختمى مآب باز به عهده او موكول گرديد.
در مسأله نزع مأموريت سقايت از بنوعباس
چون توليت او از طرف رسالتمآب توجيه فرموده شده است جايز نيست. اگرچه لازم مىآيد كه در ظهور نور اسلام، خدمت مستقله سقايت در عهده ابوطالب بن عبدالمطلب باشد وليكن چنانكه در آتى ذكر خواهد شد، ابوطالب بهواسطه احتياجات مبرمه مبلغى از جناب عباس استقراض نموده بود و چون نتوانست آن مبلغ را مسترد سازد، مأموريت سقاية حج را كه در عهده او بود، به رضاى خود به عباس بن عبدالمطلب ترك نموده و بدينوسيله دين خود را ادا نمود. مادامىكه عباس بن عبدالمطلب زنده بود امور جليله سقاية الحج را بهشخصه ايفا مىنمود، پس از ارتحال او، اين خدمت مقدسه به اولاد و احفاد او رسيد، بعدها در دست خلفاى بغداد و پس از آن به اداره ابناى زبير بن العوام درآمد.
لاحقه
زمانىكه وليد بن عبدالملك، خالد بن عبدالله القسرى را والى مكه معين نمود، براى تسهيل زحماتى كه اهالى به واسطه قلت آب داشتند، امر نمود كه در ثنيههاى ذىطوى