308كرده و به اشرافى كه در آنجا اجتماع مىنمودند رياست مىكرد و اين رياست را هم گاهى اولاد هاشم بن عبدمناف و گاهى هم برادر زادههايشان ايفا مىنمودند.
حجابت كعبةالله بعد از عثمان بن عبدالدار به اولاد او و در آخر به عبدالعزى بن عبدالدار و در وفات او به ابوطلحة بن عبدالعزى بن عبدالدّار و در ارتحال او به اولاد و احفاد او انتقال يافته است.
چون مفتاح شريف كعبةالله هنگامىكه عثمان بن طلحه به مدينه منوره هجرت كرد به يد استقلال عموزاده او شيبة بن عثمان رسيد، الى زماننا هذا در دست اولاد و احفاد شيبة بن عثمان مانده است.
سقايت
سقايت به وزن نهايت. در عصر جاهليه مأموريت مخصوصى بود كه حجاج وارده را به آب شيرين اسقا و اروا مىنمودند. در ازمنه آخره دور جاهليه و اوايل عصر اسلاميه چون در مكه مكرمه آب شيرين ناياب بود از جاهاى دور آب آورده، آب خرما و كشمش داخل نموده، در مقام شربت به حجاج مىدادند و اين خدمت را كسى ايفا مىنمود كه مأموريت منصب جليله سقايةالحج را حائز مىشد. كسانىكه الى ظهور زمزم خدمت سقايةالحج را در عهده داشتند بهطور مذكور فوق، آب را به مشكهاى زياد پركرده، يكطرف كعبةالله را مركز قرار داده، تشنگان حجاج را سيراب مىنمودند كه جهت عمده آن فقدان و كمى آب بود. زيرا كه در اواخر دور جاهليه عبدشمس بن عبد مناف در ذىطوى و هاشم بن عبدمناف در شعب ابىطالب و مطعم بن عدى بن نوفل بن عبدمناف در مسفله، چاهها حفر نموده بودند و چون غير از چاههايى كه اميةبن عبدشمس و بنواسد بن عبدالعزى و بنو حجج و بنو سهم و مرة بن كعب و بنىكلاب داشته و به خود آنها منحصر بود، ديگر در مكه معظمه چاه آبى موجود نبود، اهالى و حجاج نهايت تنگى را داشتند. بناء عليه قصى بن كلاب مأموريت سقايةالحج را احداث نموده، اهالى مكه را از تنگى آب رهانيد.