294چنانكه در فوق نيز مذكور شد در اثنايىكه آلصوفه و آلصفوان حجاج را بهطور مشروح مزاحم مىشدند، افاضه مزدلفه يعنى حكم برخيزاندن حجاج از مزدلفه به بنوعدوان منحصر بود، چنانكه در نظم آتى مذكور مىشود، بنوعدوان توليت اجازه مذكور را كابراً عن كابر توارث مىنمودند.
نظم عربى
غديرالحي من عدوا
ابوسياره عملية بن الاعزل، كه از بقاياى افراد قبيله عدوان بود، عصر سعادت را درك نمود، چنانكه در قطعه آتىالذكر بيان شده است هنگامىكه آفتاب اسلام روشنىبخش عيون انام گرديد، توليت اجازت مزدلفه به ابوسيّاره منتقل شده بود.
قطعه
نَحْنُ دَفَعنا عَن ابي سَيّارَه
و از اينكه قائل «سالماً حماره» گفته است معلوم مىشود كه ابوسياره رخصت افاضه از مزدلفه را به خلق در حالتى مىداده است كه راكب حمار بوده است كه بتمامها موافق تعريف سيره ابن هشام است. در ابتداى استطراد گفته بوديم كه پس از وقفه عرفات يكى از آل صوفه برخواسته «اجيزى صوفه» و ديگرى «اجيزى خندف» مىگفته است. بهمناسبت مقام اصحاب لقب صوفه را ذكر نموديم. اكنون لازم شد كه لقب خندف را