276طرد و تبعيد نموديد و باز شنيديد كه اقوام صالح و شعيب به چهقسم دواهى و بليات دچار شدند، اگر در اتّصاف به ذمايم اخلاق اصرار كنيد دور از احتمال نيست كه يك طايفه غالبه ظهور كند كه شما را نيز مانند آنان از حدود ميامن محدود حجاز اخراج نمايد.
جواب دادند كه آيا در ميان عرب طايفهاى هست كه از ما اشجع و جرىتر باشد و هرگونه اسلحه و اسباب او اكمل و اقوى گردد كه بتواند بهواسطه غائله حرب و قتال ما را از بسيط ارض مكّةالله بيرون كند؟ فىالواقع در آن عصر طايفهاى نبوده است كه از قبايل جراهمه اقوى و اشجع باشد.
مضاض بن عمرو كه اصلاح احوال افراد ضلالت معتاد قبيله خود را خارج از امكان ديد و بهقراين حال، اينحال را مقدمات يك داهيه و خسران فهميد، يك شب دو غزاله زرّين و ساير هداياى گرانبها را كه در خزينه بيتالله محفوظ بود، به بئر زمزم كه آن اوقات آب آن مقطوع شده بود القا نموده و بئر مذكور را از سنگ و خاك پُر و املا كرد. بعد از آن اولاد و احفاد بنواسماعيل را به تصور اينكه مظهر عذاب و خذلان نشوند استصحاب نموده و به اطراف بلاد متوجه شد.
چنانكه در وجهه مخصوص خود مشروح شد، اشياء نفيسه كه مضاض بن عمرو در بئر زمزم اخفا نموده بود مؤخّراً هنگامىكه عبدالمطلب بن هاشم بئر مزبور را حفر مىكرد پيدا نموده و در قرعههايى كه به آراى عمومى كشيده شد، آهوان به اسم بيت اعظم و اشياء سايره بهنام عبدالمطب درآمد، عبدالمطلب آهوان را به دو طرف باب بيتالله تعليق كرده، كعبةالله را تزيين و اشياء سايره را نيز فروخته، اثمان او را به مهام كعبةالله صرف نموده، به درجه خلوص و عبوديت خود افزود.
پس از آنكه مضاض بن عمرو احفاد بنواسماعيل را به ممالك اطراف حركت داد، جرهميان چنانكه مىخواستند رفتار نموده و در بغى و شقاوت خودشان اظهار افراط و اصرار كردند. چون قبيله بنوبكر بن عبد مناة بن كنانه و قبيله غبشان خزاعى به ضلالت