275جانگداز يأس و حرمان مبتلا و به استيلاى اقوام جراهمه كه از خود ضعيف و بىقوت مىپنداشتند دُچار شده و از خطّه مقدسه حجاز طرد و اخراج كرده شدند. تفصيلات اين بحث در صورت دوم وجهه چهارم مرآة مدينه مسطور است. 1
انتقال حكومت مكه به بنوخُزاعه
پس از آنكه قبايل باغيه جراهمه طايفه عمالقه را از قطعه مقدسه حجاز بيرون كردند و عساكر مضاض بن عمرو رئيس عشيرت قطورا را مقتول ساخته و به جماعت قطورا غالب آمدند، آنها نيز عاداتى را كه مخالف شأن جليل كعبةالله بود ابداع و به ذمائم اخلاق كه داعى غضب حضرت ذوالجلال بود متخلّق شدند و بدعتهاى زياد اختراع كردند و به انقطاع آب زمزم كه اثر بغى و شقاوت خود آنها بود اظهار غضب نموده بهكلى طريق مستقيم خود را از دست داده، حرمت جليل كعبةالله را استخفاف نموده، محارم و مناهى را استحلال و اموال و هدايايى را كه ملوك و سلاطين اطراف به بيت شريف هديه و تقديم نموده بودند اخذ و تصرف كردند، حرامالله را حلال و شروع به ظلم و تعدى نمودند.
حتى اين دنائت و پستفطرتى را نيز قبول كردند كه حجاج بيتالله را كه براى زيارت آن بقعه مقدسه مىآمدند به شهر شهير مكه راه نمىدادند. مضاض بن عمرو كه رئيس آن قوم شوم بود، روزى آنان را به محلى جمع كرده و گفت: «اى طايفه جراهمه از ارتكاب بغى و شقاء در حرم محترم خدا احتراز كنيد و به اشتغال افعال مرضيه كه در حضرت كبريا قرين قبول و رضا گردد آغاز نماييد».
چون اقوام باغيه عمالقه حرمت واجبه حرم شريف را ضايع كردند، ديديد كه حضرت قادر مطلق شما را به آن قوم مسلط ساخته و چگونه آنها را از دايره بيتالله