264مىشود، براى حفظ هدايايىكه از اطراف و اكناف عالم مىآمد، در عمق سه ذرع حفيره بسيار بزرگى حفر نمود و بناى سعادتمبناى كعبةالله را در سال سه هزار و پانصد و هفتاد و چهارم خلقت عالم، كه دوهزار و ششصد و چهل و دو سال قبل از هجرت مىشود اكمال كرده و حفره مذكور را به «أخْسف» 1 ناميد.
موقعى را كه محل اغنام اسماعيل مىگفتند، در اين زمان حجر اسماعيل ناميده مىشود كه محل شريف مذكور مدفن حضرت هاجر است. مورّخين روايت مىكنند كه به محل باب بقعه مسعوده كعبه مكرمه در عصر ابراهيم، در گذاشته نشده بود و بيتالله الى زمانىكه ملك «تبّع حميرى» از مدينه منوره معاودت كرده و ايفاى حج نمود باز بود.
چنانكه در صورت سيم وجهه چهارم مذكور شده است وقتىكه تبّع حميرى بهسعادت زيارت بيتالله مفتخر گرديد، به محل باب فلك جناب كعبةالله، درى يكپارچه ساخت كه داراى كليدى هم بود و به ابنيه مقدسه كعبةالله كسوه مزيّنهاى نيز تعليق نمود، هنگامىكه حضرت ابراهيم اساس كعبه معظمه را حفر مىكرد، در ميان سنگهاى اساس قديم سنگى ديد كه در روى آن سنگ اين عباره بديعه نوشته شده بود: « أَنَا اللهُ ذُو بَكَّةَ خَلَقتُ الرَّحمَ وَ شَقَقتُ لها إسماً مِن أسمائي [اسمي] فَمَن وَصَلَها وَصَلتُهُ وَمَن قَطَعَها قَطَعْتُه ». 2
معناى عباره مذكوره كه از لسان عبرانى ترجمه شده است اين است: «منم خداى صاحب مكه، رحم را خلق نموده و او را به اسم رحمن كه از اسماء حسناى الهيه من است تسميه نمودم، هركس به او واصل شود يعنى به صفت رحم متّصف گردد و به مقتضاى او عمل كند، او را مجازات حسنه كنم و هركس خلاف او را عمل نمايد او را به عقاب كيفر دهم»، اين تركيب جليل فوائد صله رحم را شامل است چنانكه در