237
وليكن كسانىكه به او استنجا كنند به مرض باصور 1 مبتلا مىشوند.
اول شخصى كه آب زمزم را به خارج حرم نقل نموده است، حضرت رسول بوده است و اين است كه آوردن آب زمزم هنگام مراجعت از جمله سنن سنيه احمديه است. عجايبات زمزم مكرم از مجرّبات است كه اگر شخص أكولى 2 تا به حلق خود آب زمزم را بخورد و گويد: «يا زمزم زمي»، از علت پرخوارى رهاياب مىشود.
امام يافعى به يكى از صلحاى عصر خود گفته است:
روزى در نزد كعبةالله نشسته بودم، ناگاه شخصى آمد كه شالى بر روى خود انداخته بود، داخل ابنيه بئر زمزم شده، مَطْهَره خود را مملوّ ساخت و مقدارى از آن را خورده و برگشت، وقتىكه نزد من آمد، مَطْهَره مزبور را از او خواسته و بقيه آب را خوردم، لذت بسيار عجيبى احساس كردم كه در عمر خود نديده بودم، همانا آب زمزم شربت شيرينى بوده است مخلوط با عسل مصفا، براى اينكه بفهمم آن شخص كيست خواستم به وجه شريف او نگاه كنم، ولى مَطْهره را از دست من گرفته و رفت، نتوانستم تشخيص دهم، به اميد اينكه باز تشريف مىآورند فرداى آن روز باز علىالسحر نزد بئر شريف رفتم، پس از مدت كمى باز عزيز مشاراليه در حالتىكه وجه منير او مستور بود، در داخل ابنيه بئر زمزم مرور كرد و يك دلو آب كشيده و خورد، من هم فاضل آب دلو را خوردم، گويا همان آب كه خوردم زمزم نبوده، شيرى بوده است ممزوج با شكر.
منقول است كه روزى حضرت خاتم انبيا بئر زمزم را تشريف و ساقيان يك دلو آب كشيده و تقديم كردند، حضرت رسولالله قدرى از آن آب را ميل فرموده و بقيه او را بهريق 3 مبارك خود ممزوج كردند و ساقيان آن آب را بهقصد تبرك به بئر زمزم