224لوازم و آلات حفر كه همراه خود آورده بود به رفاقت و معاونت پسر خود حارث به حفر وتعميق مباشرت كرد.
قريشيان چون ديدند كه عبدالمطب محل مذكور را حفر مىكند به يكديگر خبر داده، افراد آنها بهطور عموم به عبدالمطلب هجوم كرده و گفتند: «ما نمىگذاريم كه محل قربانى ما و مخصوصاً موقعى را كه نائله و اساف است تو حفر نمايى». عبدالمطلب را از حفر بئر مذكور مانع آمدند و حتى گفتوگو بهطول انجاميده، مقاتله نمودند و در ميانه اشخاص بسيار مقتول و تلف شدند، عبدالمطلب جز حارث پسر بزرگ خود فرزند ديگر نداشت و فهميد كه تنها با حارث نمىتواند خيالات قريش را تسكين نمايد، لهذا از مدافعه قريشيان بهكلى صرفنظر كرده به كمال يأس و اخلاص بهدرگاه ايزدى عرض نمود: «الهى اگر مرا در اين امر به قريشيان غالب كنى و عدد اولاد مرا به عشره كامله بالغ سازى نذر كردم كه يكى از اولاد خود را در راه تو قربان كنم».
به دلالت بعضى آثار اجابت دعاى خود را استنباط و بهعنايت الهى استناد نموده به ايفاى مأموريت خويش قيام كرد و تنها با پسر خود حارث به كافه قبائل قريش غالب آمد. بناء عليه معاندين قبايل دست از تسلّط به عبدالمطلب كوتاه كرده و مشغول تماشا شدند، وقتىكه قبائل قريش از منازعه دست كشيده و عقب نشستند، عبدالمطلب با پسر خود حارث به حفر بئر زمزم اهتمام نموده و سهروز علىالاتصال به تعميق حفيره دوام نمود.
روز سيّم علاماتىكه از آنجا پيدا شد ظاهر مىساخت كه آنجا حفيره بئر زمزم است، يعنى هنگامىكه جرهميان مجبور شدند كه مكه را ترك نموده و جلا كنند، مجسمههاى آهو كه از ذهب خالص ساخته شده و به جواهر گرانبها مرصّع بودند و اسلحه نفيسه به آنجا انداخته بودند ظاهر شد.
عبدالمطلب گفت: «اينها براى اثبات اينكه اينجا حفيره بئر اسماعيل است دليل كافى