223مسجعه سابقةالذكر هم موقع و هم بعض خواصّ بئر زمزم را براى عبدالمطلب بيان نمود، ولى عبدالمطلب سرّ اين اشارات مبهمه را نفهميده، غرق حيرت و تفكر بود و حتى شبى به اين خيال در حجر اسماعيل به خواب رفته باز آن شخص بهرؤياى عبدالمطلب آمده و گفته است:
آيا مىدانى زمزم چيست؟ زمزم حفره آبى است كه جبريل بهپاى خود زده و ظاهر ساخت، از آن حضرت اسماعيل و منتسبين او است، عين بركت است، عطش را فرونشاند، مرضا را شفا دهد، بهترينِ طعامها است.
عبدالمطلب اگرچه به دلالت اين رؤيا وضع و چگونگى زمزم را تا يكدرجه فهميد، ولى چون بهخوبى نمىدانست كه آن بئر مسعود در كدام موقع واقع است، لهذا به درگاه قاضىالحاجات عرض تضرّع نموده و گفت: اى خداى عليم و اى مولاى كريم، موقع چاه زمزم را كه به واسطه رؤيا بهحفر آن مأمور و معين شدهام براى من اعلام نما.
دعاى او بهاجابت رسيده باز در خواب خود اين خطاب را شنيد كهاى عبدالمطلب چاه زمزم را حفر كن، اگر بخواهى موقع آن بئر مبارك را بدانى، در ميان دو صنم إساف و نائله است، يعنى موقعى است كه قريشيان در آنجا قربان كنند و در آنجا مسكن نمل هست، فردا غرابى آمده به منقار خود آن موقع را خواهد كند و تو را اشارت خواهد نمود كه آنجا محل بئر زمزم است، به همان محلى كه غراب با منقار خود مىكَند علامت بگذار و موقع مسكن مور را حفر و تعميق فرما كه به مقصود خود نائل خواهى شد.
چون اين رؤيا بهكلى كار را آشكار ساخته و به هيچوجه شبهه و ريبى نماند. عبدالمطلب از خواب برخواسته به مسجدالحرام عزيمت نموده، غرابى را كه در رؤياى او خبر داده شده بود ديد كه يك طرف مذبح را كه در ميان اساف و نائله بود با منقار خود حفر مىكند و پس از معاينه اين امر مسكن مورى نيز در آن محل پيدا كرد و با