198است انسان به جماداتى عبوديت و پرستش كند كه او نتواند اخبار نمايد يك عمل ناگوارى را كه در حق خود او معمول داشته شده است وليكن نمرود و آذر براى اسكات آن پيغمبر سعداختر به خارج دايره انسانيت درآمده، بعض تهديدات نموده و به شكنجه و استنطاق جرأت كردند و در اين باب لسان شدت و غلظت استعمال كرده، به محاوره و مناقشه غيرلايقه شروع نمودند.
معمافيه حضرت ابراهيم در اظهار مقصود خويش اصرار كرده و مىگفت: «شما جماداتى را پرستش مىنماييد كه آنها را بهدست خودتان ساختهايد، حال آنكه هم شما و هم آنان را حضرت ايزد معبود خلق و موجود نمود».
چون نمروديان فهميدند كه آن حضرت را الزام و اسكات نتوانند نمود، بنابراين بعد از مباحثات بسيار، عجز و قصور خود را اظهار نموده، آن وجود مسعود مبارك را سيزده سال تمام حبس و توقيف كردند، آخرالامر به رأى نمرود و به قول ديگر به رأى و راهنمايى «هيوم» نام، ملحدى كه از اكراد ممالك فارس بود، به سوزاندن ابراهيم قرار دادند. در مقابل قريه «كوثى» نام كه از مضافات «بصره» و يا «كوفه» است، در حذاى كوهى، حظيرهاى كه ديوارهاى بلند داشت بنياد نموده، چهل و على رواية سيصد و شصت و شش روز تمام به آنجا هيزم و اشياء ديگر كه قابل احتراق بود حمل و نقل نموده و حظيره مذكوره را پركردند و بهروى آنها روغن ريخته، و جهات اربعه آنجا را آتش زدند.
استطراد
در شهر اورفه معروف به اسم كوثى، محلهاى است و موقعى هم مشهور است كه مولد حضرت ابراهيم است، اكنون آن مقام زيارت كرده مىشود، نظر به اينها لازم مىآيد كه حظيره مذكوره كه براى ابراهيم حاضر كرده شده بود در اورفه باشد. زيرا در غارى كه در زير اورفه واقع است صندوق سبزى موجود است كه مىگويند آن صندوق