199مهد حضرت ابراهيم بوده است و به محلهاى كه در حذا و اتصال همين غار است كوثى مىنامند.
در اين شهر به اسم سراى نمرود خرابهاى هم موجود است، علاوه بر اينها در يكى از برجهاى خراب اورفه دو عدد چوب سنگين كهنه، است كه از يكديگر چهل و پنجاه ذرع دورتر واقع شدهاند و اين چوبها در ميان اهالى بهچوبهاى منجنيق حضرت ابراهيم مشهور است.
حظيرهاى كه براى حضرت ابراهيم تدارك كرده شده بود شصت ذرع، (هشتادوپنج قدم) طول و چهل ذرع، (پنجاه و شش قدم) و (هشت پوس) عرض داشته است. ديوارهاى آنجا هشتاد و پنج يا چهل و دو قدم و نيم و على قول بيست و هشت قدم و چهار پوس ارتفاع داشته است.
واعظ بزى قورقوتمه
كافه حيواناتى كه به حظيره مذكوره اشياء محترقه حمل و نقل مىكردند، همه به تأنى حركت و رفتار مىنمودند جز جنس قاطر كه سرعت داشت و به اين جهت از نعمت توالد و تناسل محروم ماند، سوسمار هم در سوزاندن هيزمهاى حظيره مذكوره، گروه نمارده را معاونت مىكرد، به اين سبب قتل او شرعاً واجب شد، هيزمهايى كه در حظيره فراهم آورده شده بود چهل روز علىالتوالى سوخته، حرارت آن بره آسمان را بريان و مرغان بلندپرواز را مانند قطرات باران بر زمين مىريخت، حتى سكنه قرا و قصبات نزديك به درجهاى رسيدند كه چيزى نمانده بود از شدت دخان آتش تلف و مستهلك شوند و بعض اشخاص سردابها تدارك نموده و براى حفظ وجود خود از شدت حرارت در زيرزمين سكنا گرفتند و شعله آتش بهجاهاى بسيار دور منعكس مىشد.
چون حرارت حظيره كسب نهايت نمود، پس از آنكه لباس حضرت خليل را از