187
كند، اقلاً در زمان ولادت او به تيقظ 1 و تبصّر 2 حركت نموده و چارهاى براى آن پيدا كنيم.
چون زمان ولادت حضرت ابراهيم حلول كرد، منجمين كيفيت را استخراج كرده و خبر دادند كه آن وجود محترم در فلان هفته و فلان ساعت، فلانروز عالم امكان را قدم خواهد گذاشت، نمرود شروع كرد كه لوازم احتياط را تدارك و تهيه كند. ادنى بنت نمره چون مقدمه علائم ولادت و ظهور اوجاع را در خود ديد چنانكه در فوق مذكور گرديد زوج خود آذر را براى استدعا و نياز نمودن به بتخانه فرستاده و خود رفتن به درهاى خشك واقع در كنار شهر را التزام نموده، از خانه خويش خارج شد و به يك فرشته مليحالمنظرى تصادف نمود اين فرشته، ادنى را به غار برده و گفت:
مبادا حذر كنى و انديشه نمايى كه اين مولود تو را ضرر و زيانى خواهد رسيد. چون اين مولود تو خليل حضرت كبريا و جدّ امجد سرخيل انبيا است. به اين جهت از مضرت و كيد اعدا در هر حال مصون و محروس است.
بعد از آنكه فرشته مزبور لوازم حمل او را تدارك و تهيه كرد، به خارج غار درآمد. چون حضرت خليل مهد آراى شهود شد، جبرئيل امين نازل شده ناف او را بريد و به گوشهاى آن مولود اذان گفت و حلهاى را هم كه از بهشت آورده بود به او پوشاند. پس از آن فرشته سالفالذكر به اندرون غار درآمده، مدتى در نزد ادنى بنت نمره ماند، ساعتى كه حضرت ابراهيم زينتبخش قماط وجود گرديد، عمارتى كه نمرود عنود اقامت داشت لرزهناك شده، از هاتف غيبى اين صداى وحشتافزاى ظهور كرده و گروه ضلالت انبوه نمارده را بىعقل و شعور نمود، زمان هلاكت شخص خبيثى كه خداى ابراهيم را انكار مىكند تقرب نمود.
بنا به تدقيقات مؤلف بدايعالزهور، هنگامىكه به سراى نمرودى كه در او