183نمرود از اين اطلاعات نجومى كه از آنها گرفت، بهكلى دست و پاى خود را گم كرده، بهواسطه كمال حمق و بلاهتى 1 كه داشت، خواست حكم قضا را متغير سازد. بناء عليه در ظرف مدتى كه كَهَنه مزبوره معين كرده بودند، براى اينكه اجتماع زوجين واقع نشود، بين رجال و نسوان را تفريق نموده و به هر ده نفر آدم يك مباشر جابر مأمور ساخت، بعد از آنكه مخلوق را به اينجهت اذيّت و آزار كرد اعلان و اشاعه نمود كه هر طفلى را كه آن سال متولد خواهد شد، يكيك قتل و اعدام خواهد نمود.
ولى چون به هيچ وجه تدبير او نمىتوانست تقدير ربّ قدير را تغيير دهد، آن شب آذر با زوجه خود أدنى مقاربت نموده، حضرت ابراهيم به رحم مادر انتقال نمود. منجمين ساعت انتقال حضرت ابراهيم را به رحم مادر همان ساعت استخراج كرده و باز همان ساعت شبانه رفته، نمرود را مستحضر داشتند.
نمرود شقاوت آلود، به كمال تهوّر 2 و غضب ولادت آن مولود عاقبت محمود را كه خبر داده شده بود حس و ادراك نموده، به اختلافات روايات، خون هزاران معصوم بىگناه را ريخت و به اين هم قانع نشده براى اينكه هر طفلى كه بعد از آن هم زاييده شود هلاك كند، براى ديدن و معاينه نمودن زنهايى كه حامله بودند، مأمورين مخصوص فرستاد.
چون «ادنى بنت نمره» كه مادر مهرگستر حضرت ابراهيم خليل باشد جوان بود نشانههاى حمل او پنهان شده و خود را از معاينه و ديدن مأمورين نمرود مستخلص ساخت. اگرچه مادر حضرت ابراهيم بهواسطه جوانى آثار حمل را پنهان نموده و از ديدن مأمورهاى نمرودى خلاص شد، ولى چون مدت حمل او بهسر آمد، به ديدن علائم ولادت كه در همه زنها متداول است شروع نمود و چون مىدانست كه هر زنى كه مولود او پسر بشود مقتول و تلف خواهد شد خود بهخود گفت اگر من هم پسر