161
پاسخ
گفتنى است براى اينكه لفظى در معنايى، اصل باشد، يا بايد كسى لفظ را بر آن معنا وضع كرده باشد يا بر اثر استعمال زيادِ لفظ در آن معنا، با شنيدن لفظ، آن معنا زودتر به ذهن آيدآآ. اما بهطور قطع، لفظ «اراده»، فقط بر معناى اراده تشريعى وضع نشده است. همچنين اين لفظ در معناى اراده تشريعى، زياد استعمال نشده است تا با شنيدن اين لفظ، اراده تشريعى زودتر به ذهن آيد. البته نويسنده براى اثبات ادعايش به اين نكته استناد كرده است كه چون مشابه اين لفظ وجود دارد كه درباره اراده تكوينى نيست، پس اين آيه هم درباره اراده تكوينى نيست. لكن بايد گفت مشابه اين لفظ در قرآن كريم فقط همين يك مورد است و پرواضح است كه از يك مورد استعمال، كثرت استعمال حاصل نمىشود تا موجب معناى جديدى شود. بنابراين ادعاى نويسنده، ادعاى دور از حقيقت است.
افزون بر اين، در بخش دوم روشن شد معناى اراده در اراده تشريعى مغاير با معناى اراده در اراده تكوينى نيست. اراده در هر دو به يك معناست. البته اگر اراده خداوند از راه شريعت و قانون تحقق يابد، اراده تشريعى است و اگر بدون شريعت و قانون تحقق يابد، اراده تكوينى است. طهارت و پاكى در انسان، از امورى است كه مىتواند هم با اراده تكوينى تحقق يابد و هم با اراده تشريعى. آنچه نوع اراده را معين مىكند، قرائن موجود در آيه است. صدر آيه 6 سوره مائده قرينه است كه اراده ذيل آيه، اراده تشريعى است؛ زيرا در آن سخن از وضو، غسل و تيمم