147بعضى محققان چنين نقل مىكند:
احاديثى كه بر اين دلالت دارد كه خلفاى بعد از پيامبر (ص) دوازده نفرند، از طرق بسيار به حد شهرت است و ممكن نيست اين احاديث را بر خلفايى كه از صحابه بودند، منطبق ساخت؛ زيرا تعداد آنها كمتر از دوازده است. همچنين نمىتوان بر پادشاهان اموى منطبق ساخت؛ زيرا عدد آنان از دوازده بيشتر است. به علاوه آنان، بهجز عمربنعبدالعزيز، مرتكب ظلم و ستم بسيار شدند... . همچنين نمىتوان بر ملوك عباسى منطبق ساخت؛ زيرا عدد آنها بيش از عدد مذكور است. به علاوه آنها كلام خدا: « قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ » ؛ «بگو: هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوست داشتن نزديكانم». (شورى: 23) و حديث كساء را اندك رعايت كردند. بهناچار بايد روايت را بر دوازده امام از اهلبيت و عترت آن حضرت حمل ساخت؛ زيرا آنان در علم، جلال، شكوه، ورع و پرهيزكارى سرآمد زمان خود بودند. در حسب و نسب از عالىترين درجه برخوردار بودند. گرامىترين مردم در پيشگاه خداوند بودند. دانش آنان با وراثت و علم لدنى به جدشان مىرسد. صاحبان علم و تحقيق و اهل مكاشفه و توفيق، آنان را چنين معرفى ساختهاند. 1
نكتهاى كه بايد در پايان اشاره شود، معناى خلافت و جانشينى است. بديهى است مراد از خلافت، جانشينى در شئون و مناصب پيامبر است. رسول خدا (ص) داراى سه منصب الهى بود: دريافت وحى، تبيين وحى و