137اصحاب كساء در هر سه بار همان افراد بودند.
براساس روايات، آيه تطهير فقط درباره اصحاب كساء نازل شده است و همسران پيامبر، نه هنگامى كه آيه نازل شده در جمع آنان بودهاند و نه در بار دوم و سوم. بنابراين بهتر بود نويسنده به جاى اين سؤال كه «ما نمىدانيم اين حديث به خارج كردن امهاتالمؤمنين از آيه چه ربطى دارد»، اين سؤال را مطرح مىساخت كه اين آيه چه ربطى به زنان پيامبر دارد؟! آيا به صرف قرار گرفتن آيه تطهير كنار آيات مربوط به زنان پيامبر، مىتوان نتيجه گرفت كه آيه تطهير نيز مربوط به زنان پيامبر (ص) است؟! در واقع، وحدت سياق در صورتى قرينه است كه خلاف آن دليلى نباشد. درحالىكه روايات گذشته دليل قاطعى است بر خلاف اين سياق.
2. حديث كساء داراى دو زبان است: زبان اثبات و زبان نفى. هم ثابت مىكند كه اصحاب كساء اهلبيتاند و هم اين وصف را از غير آنها نفى مىكند و اين چيزى جز منحصر كردن اين وصف در آنها نيست؛ زيرا هرگاه گزارهاى، وصفى را براى كسى ثابت كند و همان وصف را از ديگران نفى كند، آن گزاره مفيد حصر خواهد بود. در فصل دوم پس از نقل حديث كساء و بيان نكاتى كه از آن استفاده مىشود، چهار شاهد ذكر كرديم. اين چهار شاهد به وضوح بر نفى شمول وصف «اهل بيت» نسبت به غير آل عبا دلالت دارد.
3. نويسنده در ذيل كلام خود اشاره مىكند كه رحمت الهى همه چيز را فرا گرفته است و اين رحمت به خاطر آمدن كسى، از ديگرى كم