131بيگانه ديگرى در غير آن موضوع، ميان دو سخن كه براى يك هدف و مقصود ارائه شدهاند، جلوگيرى مىكند. وگرنه هرگاه وسط كلام، سخن بىربطى بيايد، سخن بىارزش و زشت مىگردد و بايد كلام خداوند متعال را از آن منزه دانست.
پاسخ
دليل سوم مهمترين دليل نويسنده است كه ما در بخش دوم، در مبحثى با عنوان «مراد از اهلبيت» آن را مطرح ساختيم و بهطور مشروح به نقد و بررسى آن پرداختيم و روشن شد سياق تا هنگامى اعتبار دارد كه برخلاف آن دليل و قرينه نباشد. درحالىكه در آيه تطهير، افزون بر سخنان پيامبر اكرم (ص) ، همسران و اصحاب آن حضرت، شواهد و قرائنى وجود دارد كه نشان مىدهد اين آيه از سياق آيات مربوط به زنان پيامبر جداست.
استطراد در آيه تطهير
اين شبهه كه وحدت سياق اقتضا مىكند كه مخاطب در آيه تطهير، زنان پيامبر باشد وگرنه كلام خداوند زشت مىگردد ناشى از اطلاع نداشتن از قواعد فن بيان است. يكى از امورى كه به سخن زيبايى مىبخشد، استطراد است. بر اساس تعريف دانشمندان علم بيان، استطراد آن است كه گوينده از غرض و معنايى كه در كلام دنبال مىكند، به مناسبتى، به معنا و غرض ديگرى بيرون رود، آنگاه به غرض و معناى نخست بازگردد. 1