85 از آلودگى گناه 1؛ همانجا كه فرشته وحى بال و پر مىزند و از لابهلاى نسيمش، صداى زمزمه جبرئيل و آهنگ مردانه ابراهيم خليل(ع) و نواى حياتبخش و گوشنواز صداى پيامبر اعظم(ص) طنينانداز مىشود، پناه آوردهاند. در اين سرزمين خاطرهانگيز كه گويا دريچهاى است كه به جهان ماوراى طبيعت گشوده شده، انسان نه تنها از نشئۀ عرفان پروردگار سرمست و لحظهاى با زمزمۀ تسبيح عمومى خلقت هماهنگ مىشود، بلكه در درون وجود خود، خودش را نيز مىيابد و به حال خويشتن نيز عارف مىشود و درمىيابد كه او آنكسى نيست كه شب و روز در پى معاش، تلاشى حريصانه كرده است. صحرا را زير پا مىگذارد و هرچه مىيابد، عطشش فرو نمىنشيند. در نهايت، پى مىبرد كه گوهر ديگرى در درون جان نهفته است كه او در حقيقت، همان است. آرى، اينچنين است كه اين صحرا، با نام با مسماى عرفات شناخته مىشود.
در آيۀ 199 سوره مباركه بقره، پروردگار حكيم، روى يكى از امتيازهايى كه قريش براى خود قائل بود، خط بطلان كشيد. بدينترتيب كه