125
اى دل! اگر عاشقى ، در طلب يار باش
صاحب معالم، امام زمان(عج) را در عرفات زيارت كرد. صاحب درّالمنثور آورده است كه از بعضى از استادان خود و غير ايشان شنيدم كه هرگاه شيخ حسن (صاحب معالمالاصول) از براى حج مىرفت، به اصحاب خود مىگفت: «از خداى عزّوجل اميد دارم كه به زيارت جمال بىكمال حضرت صاحبالعصر و الزمان(عج) مشرّف شوم؛ زيرا آن حضرت هر سال به حجّ تشريف مىآورد».
پس چون شيخ حسن در مناسك حج، وقوف عرفه را بهجا آورد و خواست كه در گوشه تنهايى، به فراغ خاطر، مشغول ادعيه عرفه شود، به اصحاب خود فرمود: «از خيمه بيرون رويد و بر در خيمه نشسته، مشغول دعا باشيد».
در اين اثنا، شخصى داخل خيمه شد كه شيخ حسن او را نمىشناخت و سلام گفت و نشست. شيخ حسن گويد: «از آمدن او، هيبت بر من غالب شد و مبهوت شدم و قدرت بر سخن گفتن نداشتم. پس او با من سخن گفت به كلامى كه ياد ندارم. سپس برخاست و چون از خيمه بيرون رفت، چيزى كه اميد آن را داشتم، به خاطرم رسيد. با عجله تمام برخاستم، پس او را نديدم و از اصحاب خود پرسيدم. گفتند: ما كسى را نديدهايم كه داخل خيمه شما شده باشد». 1