63متهم به فسق و كفر مىنمايند، با وجود اينكه همه قصد وصول به حق را دارند و تلاش خود را براى تأييد اين معنى و اعتقاد و دعوت به حق به كار مىبرند و مجتهد هم اگر خطا كند، معذور است. 1
خوددارى از تكفير اهل قبله
عالم معاصر نبهانى بيروتى در اوايل كتاب خود شواهد الحق مىنويسد:
بدان كه من نه عقيده دارم و اقرار مىكنم به اينكه، كسى از اهل قبله كافر باشد. وهابيان و ديگران را هم كافر نمىدانم، همه آنها مسلماناند، و با همه مسلمين در سايه كلمه توحيد گرد آمدهاند، و به سيد ما محمد(ص) كه سلام و صلوات خدا بر او باد و به آنچه دين اسلام آورده، ايمان دارند... 2
عارف شعرانى در جلد دوم كتاب يواقيت و جواهر بحث جالبى را براى ثبوت ايمان هر موحدى كه به سوى قبله نماز مىخواند طرح كرد و آن بحث (58) است كه در پايان آن مىگويد:
اى برادر! از آنچه در اين بحث تقرير كردم، ثابت مىشود كه همه علماى متدين، از بيان و اقدام به تكفير هر يك از اهل قبله خوددارى مىكنند، شما هم به اين شيوه اقتدا كنيد. 3
بسيارى علما از جمله شعرانى از ابى محاسن رويانى و علماى ديگر بغداد روايت كرده كه همگى مىگويند: اهل هيچ يك از مذاهب اسلامى كافر نيستند، زيرا