223اميد است خداوند، ريشه حرص و طمع آنها را قطع كند و چهره طمعكاران را سياه گرداند. زيرا، آنها بر اساس اين خصلت، چه خطرها و ضررهايى به وجود آوردند و چگونه احكام الهى را زير پا گذاشتند تا به اقتضاى سياست حكام رفتار و به پست و مقامى دست يابند، اگرچه مسلمانان را خوار و ذليل و همبستگى و انسجام آنها را به اختلاف و تفرقه مبدل سازند!
اگر چنين عناصر نامطلوبى وجود نداشتند، ارواح مؤمنان با هم پيوسته بود، دلهاى ايشان با هم الفت داشت و نفوس و تصميمهاى آنها با هم آميخته بود و ديگر دشمنان نمىتوانستند در آنها طمع كنند تا رمق حيات و مقاومت را از آنها بگيرند!
اما افسوس كه مفسدان، بر افكار چنين صاحبان فتوادهندهاى تسلط يافتند و دين خدا را براى دست يافتن به اهداف شوم خود، به قربانگاه بردند و بندگان خدا را به منظور دست يافتن به جيوههاى مادى به نابودى كشاندند. آنها با اينگونه فتواها و اراجيف، ميان مسلمانان و موحدان اختلاف و جدايى ايجاد كردند و اساس وحدت و برادرى امت اسلامى را، در هم ريختند و بدين خاطر، چه قلبهايى جريحهدار و غمگين شد و چه چشمهايى گريان و اشكآلود گرديد! «
ولاحول و لاقوة الا بالله العلى العظيم ».