162سپس ابوسفيان كه روى تپهاى مشرف به مسلمانان قرار داشت، فرياد زد: «آيا محمد(ص) هنوز زنده است؟». پيامبر(ص) براى اينكه دشمن متوجه زنده بودن وى نشوند فرمود: «كسى جواب او را ندهد».
سپس ابوسفيان، عمر را مورد خطاب و سوگند قرار داد و فرياد زد: «آيا محمد را كشتهايم؟». عمر گفت: «خدا را شاهد مىگيرم كه او زنده است و اكنون سخن تو را مىشنود!». سپس ابوسفيان گفت: «تو از ابن قمأة راستگوتر هستى!» 1
با وجود اينكه پيامبر(ص) آنها را از اينكه جواب ابوسفيان را بدهند، نهى كرد، عمر جواب ابوسفيان را داد. شما اين خطا را تأويل و توجيه مىكنيد، و همين معنى هم براى معذور بودن اهل تأويل و اجتهاد، براى شما كفايت مىكند.
نماز خواندن بر منافق!
پيرمرد منافقى به نام عبدالله بن ابى، از دنيا رفت و فرزند او، نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: «پيراهن خود را بده تا پدرم را با آن كفن كنم و نيز، نماز بر جنازه او بخوان و براى وى طلب مغفرت كن».
پيامبر(ص) پيراهن خود را داد و فرمود: «هرگاه كار غسل او انجام شد، به من اطلاع بده».
البته تا آن تاريخ، خداوند، پيامبر اسلام(ص) را از نماز خواندن بر جنازه منافقان نهى نكرده بود 2و نماز خواندن بر آن پيرمرد منافق را مىتوان از حكمت بالغه و روش پسنديده و سازنده آن حضرت دانست. با وجود اين عمر به