156رفت! آن وقت اصحاب رفتند و دست و پاى عباس را باز كردند و بعد خيال پيامبر(ص) راحت شد و خوابيد. 1
آرى، رحمت پيامبر(ص) نسبت به جهانيان و رأفت او نسبت به اهل ايمان و دلسوزى وى نسبت به قوم و خويشان، به ويژه نسبت به عباس و خانواده او، به اندازهاى است كه از حد تعريف و توصيف، خارج است، به همين دليل، اصرار داشت كه وى سالم بماند و در آينده در خدمت پيامبر(ص) و اسلام رستگار و سعادتمند گردد؛ در واقع آنها نيز، مؤمن بودند، اما توانايى هجرت از مكه را نداشتند و پس از آن به اجبار آنها را به صحنه جنگ آورده بودند، چنانكه پيامبر(ص) با صراحت اين مطلب را بيان فرموده است.
با وجود اين، آنها باز هم به كشتن عباس و ديگران اصرار مىكردند و حاكى از اين بود كه برخى مىخواستند نظريه خود را بر اطاعت از پيامبر(ص) مقدم بدارند!
سركشى سربازان در جنگ احد!
شرايط و موقعيت جنگ احد نيز، همچون جنگ بدر بود. به عبارت ديگر، رسول خدا(ص) در اين جنگ نيز، صفوف لشگر را طورى تنظيم كرد كه روى آنها به جانب مدينه بود و سرزمين احد پشت سر آنها قرار داشت. سپس به يك ستون پنجاه نفرى از سپاه، كه تيرانداز بودند و عبدالله بن جبير فرمانده آنها بود، دستور داد، ارتش اسلام را با تيراندازى از پشت سر، حراست كند، تا دشمن متعرض سپاه اسلام نشود. سپس به عبدالله فرمود: «خواه ما پيروز شويم، يا اينكه جنگ به زيان ما تمام شود، تو